قارایی:
گردشگری می تواند به یکی از محورهای اصلی اقتصاد ایران تبدیل گردد
به گزارش تور و گردشگری، مستندساز برنامه ایرانگرد، با انتقاد از بی توجهی به ظرفیتهای گردشگری ایران، بر لزوم توسعه این صنعت برای درآمد زایی، اشتغال آفرینی و معرفی فرهنگ و تمدن کشور تاکید کرد.
خبرگزاری مهر- گروه جامعه: جواد قارایی، تهیه کننده و مستندساز برنامه «ایرانگرد»، با تاکید بر ظرفیتهای گسترده تاریخی، طبیعی و فرهنگی ایران، اعتقاد دارد گردشگری باید از یک فعالیت حاشیه ای به یکی از محورهای اصلی اقتصاد کشور تبدیل گردد. او با انتقاد از آن چه بی توجهی به ظرفیتهای این صنعت می داند، تاکید می کند توسعه گردشگری علاوه بر درآمد زایی و اشتغال آفرینی، می تواند به معرفی فرهنگ و تمدن ایران و تقویت ارتباط میان ملت ها کمک نماید.
قارایی در این گفت و گوی تفصیلی ضمن اشاره به تجربه سال ها سفر در نقاط مختلف کشور، از لزوم افزایش سفرهای داخلی، معرفی جاذبه های کمترشناخته شده تهران، سرنوشت پروژه «تهران دوست داشتنی»، پیشنهادهای کاری از خارج از کشور و دغدغه های خود درباره ی آینده ایران سخن گفته است.
با توجه به تحولات اخیر و تهدیدهایی که ضد ایران مطرح می شود، چه راهکاری را برای تقویت بازدارندگی کشور پیشنهاد می کنید؟
درخواست من از مقام معظم رهبری اینست که با عنایت به اتفاقات بزرگی که در یک سال و چند ماه گذشته روی داده، دستور ساخت یا تهیه سلاح هسته ای را با هر شکل و هزینه ای، صرفا با هدف بازدارندگی صادر کنند. امروز دشمنان ما صریحاً از محو و نابودی ایران سخن می گویند و پیامشان اینست که یا باید تسلیم مطلق شوید یا نابودتان می نماییم. در چنین شرایطی، باید به فکر محافظت از ایران، مردم، تاریخ و تمدن چند هزار ساله کشورمان باشیم.
من این درخواست را صرفا از نظر بازدارندگی مطرح می کنم، نه برای حمله به کشور دیگری. معتقدم هدف باید این باشد که هیچ دشمنی جرئت تعرض به ایران را نداشته باشد و بتوانیم از مردم، سرزمین و دارایی های ارزشمندمان محافظت نماییم. استفاده تهاجمی از سلاح هسته ای و حمله به کشوری که تهدیدی هسته ای ایجاد نکرده، از نظر من اقدامی جنایت بار ضد بشریت است.
به باور من، ایران باید بتواند با قدرت در میز مذاکره حاضر شود و حقوق خودرا به دست آورد. هدف اینست که کشورمان از این پیچ تاریخی عبور کند و فرصت شکوفایی داشته باشد؛ چونکه من معتقدم قدرت و توان دفاعی، در کنار سایر ظرفیتهای کشور، در حفظ استقلال و امنیت ملی نقش مهمی دارد.
تاریخ هم درسهای مهمی برای ما دارد. برای مثال، وقتی از دوران صفویه و نبرد با عثمانی ها صحبت می نماییم، باید به تفاوت توان تسلیحاتی دو طرف و دستاوردهای آن دقت نماییم. نگرانی من اینست که اگر از تجربه های تاریخی درس نگیریم، ممکنست باردیگر با دستاوردهای سنگینی رو به رو شویم. به همین دلیل، تاکید می کنم که امنیت ایران و ممانعت از جنگ باید در اولویت قرار گیرد و تصمیم گیران برای تقویت بازدارندگی کشور چاره اندیشی کنند.
شما بارها از ظرفیت کم نظیر ایران برای جذب توریست خارجی صحبت کرده اید. چرا علیرغم این ظرفیت ها، گردشگری کشور به جایگاه مورد انتظار شما نرسیده است؟
ایران از نظر تنوع جاذبه های تاریخی، طبیعی و فرهنگی ظرفیت بسیار بزرگی دارد. ما با سرزمینی رو به رو هستیم که اقلیم ها، چشم اندازها، آثار تاریخی، فرهنگ ها و آداب ورسوم متنوعی را در خود جای داده است. با این وجود، به اعتقاد من، این ظرفیت به قدر لازم به یک مزیت اقتصادی تبدیل نشده است.
یکی از مشکلات، نگاه مدیریتی به گردشگریست. تا آن زمان که مسئولان در سطوح مختلف اهمیت این صنعت را به درستی درک نکنند، نمی توان انتظار داشت سیاستگذاری منسجم و بلندمدتی برای آن شکل بگیرد.
البته همه مشکلات را نمی توان به یک عامل نسبت داد. زیرساخت ها، تبلیغات، شیوه مدیریت گردشگری، شرایط سفر و سیاست هایی که برای توریستهای خارجی درنظر گرفته می شود، همگی اهمیت دارند. ما باید مجموعه این عوامل را اصلاح نماییم.
من معتقدم اگر برنامه ریزی درست، تبلیغات مؤثر، زیرساخت مناسب و سیاستهای سنجیده برای جذب توریست داشته باشیم، گردشگری می تواند به یکی از منابع مهم درآمد کشور تبدیل گردد.
شما در اظهاراتتان از امکان درآمد سالانه بیشتر از ۲۰۰ میلیارد دلار از گردشگری سخن گفته اید. این برآورد را بر چه اساسی مطرح می کنید؟
این عدد، برآورد و ارزیابی شخصی من از ظرفیت بالقوه گردشگری ایران است. وقتی به تنوع جاذبه های کشور، گستردگی حوزه های در رابطه با گردشگری و تجربه کشورهای دیگر نگاه می کنم، معتقدم ایران امکان رسیدن به درآمد بسیار بالایی از این صنعت را دارد.
برای مثال، من به درآمدهای گردشگری کشورهایی مانند ترکیه اشاره کرده ام؛ کشوری که توانسته است گردشگری را به یکی از منابع مهم درآمد اقتصادی خود تبدیل کند. ایران هم از نظر جاذبه های تاریخی و طبیعی ظرفیتهای گسترده ای دارد، اما برخورداری از جاذبه به تنهایی کافی نیست.
باید این ظرفیت ها را به محصول گردشگری تبدیل نماییم، برای معرفی آنها برنامه داشته باشیم، خدمات با کیفیت عرضه دهیم و شرایطی فراهم نماییم که توریست بتواند با آسودگی بیشتری سفر کند.
من معتقدم اگر این مجموعه اقدامات به درستی صورت گیرد، گردشگری می تواند سهم بسیار بزرگ تری در اقتصاد ایران داشته باشد. البته تحقق چنین درآمدی به سرمایه گذاری، برنامه ریزی و تغییر نگاههای مدیریتی نیاز دارد.
در شرایطی که هزینه های سفر برای خیلی از خانواده ها بالاست، مردم چطور می توانند به رونق گردشگری داخلی کمک کنند؟
یکی از کارهایی که مردم می توانند انجام دهند، افزایش سفرهای داخلی متناسب با توان اقتصادی خانواده هاست. سفر کردن الزاماً به مفهوم اقامت در هتل های گران قیمت یا پرداخت هزینه های زیاد نیست.
می توان با خودروی شخصی به مناطق نزدیک سفر کرد، از محل اقامت های اقتصادی بهره برد و مقصدهایی را برگزید که هزینه کمتری دارند. حتی سفرهای کوتاه به شهرها و روستاهای اطراف محل زندگی هم می تواند تجربه ارزشمندی باشد.
وقتی مردم به یک منطقه سفر می کنند، برای اقامت، غذا، حمل و نقل، خرید محصولات محلی و استفاده از خدمات هزینه می کنند. این هزینه ها به اقتصاد همان منطقه کمک کرده و می تواند زمینه درآمد زایی برای خانواده های محلی را فراهم آورد.
البته منظورم این نیست که مسئولیت توسعه گردشگری را صرفا بر عهده مردم بگذاریم. وظیفه اصلی سیاست گذاری، ایجاد زیرساخت و فراهم کردن شرایط مناسب بر عهده نهادهای مسئول است. اما مردم هم با سفر آگاهانه و پشتیبانی از کسب وکارهای محلی می توانند نقش خودرا ایفا کنند.
با توجه به نزدیک شدن به فصل پاییز، چه مقصدهایی را برای سفر پیشنهاد می کنید؟
پاییز در خیلی از مناطق ایران فصل بسیار جذابی برای سفر است. در این فصل، هوا در قسمتهایی از کشور معتدل تر می شود و امکان طبیعت گردی و بازدید از مناطق تاریخی فراهم است.
به نظر من، جنگلهای شمال و مناطق جنگلی زاگرس در ادامه فصل پاییز می توانند چشم اندازهای زیبایی داشته باشند. تغییر رنگ برگ ها و تنوع منظره ها، این مناطق را برای علاقمندان به طبیعت جذاب می کند.
البته انتخاب مقصد باید با عنایت به شرایط آب وهوایی، وضعیت جاده ها، امکانات اقامتی و توان اقتصادی خانواده صورت گیرد. مهم تر از مقصد، اینست که سفر با شناخت و احترام به طبیعت و فرهنگ مردم محلی همراه باشد.
گردشگر باید به محیط زیست صدمه نزند، زباله های خودرا در طبیعت رها نکند و به آداب ورسوم مردم منطقه احترام بگذارد. گردشگری مسئولانه زمانی شکل می گیرد که هم توریست از سفر لذت ببرد و هم جامعه میزبان از حضور او سود ببرد.
شما از پروژه ای با عنوان «تهران دوست داشتنی» نام برده اید که قرار بود ظرفیتهای پایتخت را معرفی نماید. این پروژه در چه مرحله ای قرار دارد؟
پروژه «تهران دوست داشتنی» با هدف معرفی جاذبه های تهران طراحی شده بود. قرار بود این مجموعه در چارچوب ۵۰ قسمت تولید شود و در طول حدود ۲۶ هفته، بخش های مختلف شهر و استان تهران را به مخاطبان معرفی نماید.
برای این کار با شهرداری تهران و صداوسیما گفت وگوهایی انجام شده بود و قرار بود پروژه با مشارکت این مجموعه ها جلو برود. قرارداد هم در مرحله تنظیم قرار گرفت، اما با آغاز جنگ و سپس بروز مشکلات مالی، کار متوقف گردید.
با این حال، امیدوارم مشکلات برطرف شود و بتوانیم این پروژه را به سر انجام برسانیم؛ چونکه تهران ظرفیتهای فراوانی دارد که هنوز به درستی معرفی نشده اند.
چرا معتقدید تهران با وجود برخورداری از جاذبه های فراوان، در گردشگری کمتر مورد توجه قرار گرفته است؟
بسیاری از مردم تهران را با ترافیک، شلوغی، آلودگی هوا و سروصدا می شناسند. این مسایل حقیقت هایی هستند که نمی توان آنها را نادیده گرفت، اما تمام حقیقت تهران نیستند.
تهران از نظر تاریخی، طبیعی، فرهنگی و علمی ظرفیتهای بسیار متنوعی دارد. از کوهستان البرز و توچال گرفته تا دشت ورامین، آثار تاریخی شهرها و مناطق مختلف استان، موزه ها، بناهای معماری و جاذبه های فرهنگی، همگی می توانند مبحث برنامه های گردشگری باشند.
از نظر مردم شناسی هم تهران شهری بسیار متنوع است. اقوام و گروههای مختلفی از سراسر ایران در این شهر زندگی می کنند و همین موضوع، تنوع فرهنگی و اجتماعی قابل توجهی به آن بخشیده است.
در کنار اینها، ظرفیتهای در رابطه با خوراک، معماری، علم، فناوری، هنر و تئاتر هم وجود دارد. به عقیده من، تهران را می توان به صورتی تصویری فشرده از تنوع فرهنگی ایران دانست.
مسئله اینست که تا آن زمان که این جاذبه ها معرفی نشوند، مردم شناخت کافی از آنها پیدا نمی کنند. وقتی شناخت بیشتر شود، علاقه به بازدید هم افزوده می شود. هدف ما از «تهران دوست داشتنی» همین بود که نگاه مردم را به ظرفیتهای مغفول پایتخت تغییر دهیم.
شما از حضور در سازمان صداوسیما و دشواری هایی که در راه فعالیت حرفه ای داشته اید هم صحبت کرده اید. علیرغم این مشکلات، چرا به کار در ایران ادامه داده اید؟
من در طول سالهای فعالیت حرفه ای ام، هم تجربه همکاریهای خوب داشته ام و هم در بعضی مقاطع با مشکلاتی رو به رو شده ام. بعضی مدیران از کار ما حمایت کرده اند و برخی دیگر، به علل مختلف، آن طور که انتظار داشتم از این فعالیتها حمایت نکرده اند.
اما به عقیده من، باید میان مشکلاتی که ممکنست یک فرد در محیط کاری خود با آنها مواجه شود و مساله کشور تفاوت قائل شد. اگر من از عملکرد یک مدیر یا مسئول ناراضی باشم، این نارضایتی به مفهوم آن نیست که باید از ایران فاصله بگیرم یا به کشورم صدمه بزنم.
من به ایران علاقه دارم و می خواهم فعالیت حرفه ای ام در ارتباط با این سرزمین ادامه پیدا کند. ترجیح من اینست که مشکلات را بیان کنم، مطالبه داشته باشم و برای بهبود شرایط تلاش کنم.
در سالهای اخیر اخباری درباره ی مهاجرت شما از ایران عنوان شد. آیا این خبر صحت داشت؟
خیر، من از ایران مهاجرت نکرده ام. این خبر درست نبود. سفری چهارروزه به عمان داشتم که به دعوت طرف عمانی و برای گفتگو درباره ی صنعت گردشگری این کشور انجام شد.
آنها برای توسعه گردشگری خود برنامه هایی داشتند و قرار بود درباره ی ظرفیت ها و راهکارهای در رابطه با این حوزه گفتگو نماییم. این سفر کاری بود و بعد از پایان آن به ایران بازگشتم.
من اقامت هیچ کشور دیگری را ندارم و برنامه ای هم به منظور زندگی در خارج از ایران ندارم. ترجیح می دهم در ایران زندگی و کار کنم؛ چون به این کشور علاقه دارم و بخش مهمی از هویت و فعالیت حرفه ای من با ایران پیوند خورده است.
آیا در این سال ها پیشنهادهایی برای همکاری با رسانه ها یا مجموعه های خارج از کشور داشته اید؟
بله، پیشنهادهایی برای همکاری در حوزه گردشگری و برنامه سازی دریافت کرده ام، اما آنها را نپذیرفتم. ترجیح من این بوده است که فعالیت حرفه ای ام را در ایران ادامه دهم.
برای من، مستندسازی فقط یک شغل نیست؛ موضوعی است که با علاقه ام به ایران و شناختی که از مردم و مناطق مختلف آن دارم ارتباط دارد. طبیعتاً ممکنست در راه کاری با مشکلاتی رو به رو شوم، اما این مشکلات به تنهایی دلیلی برای کنار گذاشتن هدفم نیستند.
درباره فعالیت شما در رسانه های اجتماعی هم بارها بحث هایی مطرح گردیده است. چه اتفاقی برای صفحه اینستاگرام شما افتاد؟
صفحه من در مقاطعی با مشکلاتی رو به رو شد و چندین بار از دسترس خارج شد. من معتقدم قسمتی از این اتفاقات به اختلاف نظرهایی برمی گشت که درباره ی مطالب پخش شده در صفحه ام وجود داشت.
آنچه برای من اهمیت داشت، بیان دیدگاه ها و صحبت درباره ی مطالبی بود که آنها را در رابطه با تاریخ، فرهنگ و منافع ایران می دانستم. طبیعتاً در فضای مجازی افراد دیدگاه های متفاوتی دارند و ممکنست با یکدیگر اختلاف نظر پیدا کنند.
با این حال، ترجیح می دهم بحث ها بر پایه مطالعه، شناخت و گفتگو جلو برود. فضای مجازی زمانی می تواند مفید باشد که امکان تبادل نظر و بررسی دیدگاه های متفاوت در آن وجود داشته باشد.
شما یک مرتبه هم با رهبر شهید دیدار داشتید. آن دیدار در چه شرایطی انجام شد و چه تاثیری بر شما گذاشت؟
من فقط یک مرتبه با ایشان دیدار داشتم. آن روز، روز چهلم فرماندهان بود و هم زمان آخرین روز تصویربرداری پروژه ای بود که روی آن کار می کردیم. این اتفاق با اولین روز حمله در جنگ ۱۲روزه هم زمان شده بود.
شرایط آن روز برای من و اعضای گروه بسیار دشوار بود. تصویربرداری را زودتر به انتها رساندیم و به تهران برگشتیم. آن چه اتفاق افتاده بود، از نظر روحی برای ما سنگین بود و روزهای بعد هم با نگرانی و اندوه زیادی همراه شد.
من در آن مقطع احساس می کردم که باید درباره ی تاریخ ایران و اتفاقاتی که در طول سالیان بر کشور گذشته است، بیشتر صحبت نماییم. بنابراین تصمیم گرفتم در برنامه تلویزیونی حاضر شوم و دیدگاه هایم را بیان کنم.
دیدگاه من اینست که امنیت کشور و ممانعت از تکرار حملات نظامی باید از اولویت های اصلی باشد. در آن برنامه درباره ی لزوم بازدارندگی صحبت کردم و پیشنهاد خودرا هم مطرح کردم.
من معتقدم تجربه های اخیر نشان داد که مساله امنیت و توان دفاعی کشور موضوعی جدی است و باید درباره ی راهکارهای ممانعت از تکرار چنین حوادثی بحث شود. این مساله از نظر من با حفظ امنیت مردم، زیرساخت ها و آینده کشور ارتباط دارد.
در عین حال، تصمیم گیری درباره ی مسایل دفاعی و راهبردی، موضوعی پیچیده است و ابعاد سیاسی، حقوقی و امنیتی مختلفی دارد. آن چه من بیان می کنم، دیدگاه شخصی من درباره ی لزوم ممانعت از حمله مجدد به ایران است.
در قسمتی از صحبت هایتان درباره ی نام خلیج فارس هم موضع گیری کرده اید. چرا این مساله برای شما اهمیت زیادی دارد؟
نام خلیج فارس برای من قسمتی از هویت تاریخی و فرهنگی ایران است. وقتی درباره ی تاریخ و تمدن کشورمان صحبت می نماییم، نمی توانیم نسبت به میراث تاریخی و نام هایی که با گذشت زمان با این سرزمین پیوند خورده اند، بی تفاوت باشیم.
به نظر من، شناخت تاریخ و آگاهی از پیشینه فرهنگی کشور اهمیت زیادی دارد. این شناخت باید بر پایه مطالعه منابع معتبر تاریخی باشد و به جامعه کمک نماید درباره ی مسایل مربوط به هویت ملی با آگاهی بیشتری صحبت کند.
شما همواره بر اهمیت آموزش تاریخ و هویت ملی تاکید داشته اید. نقش آموزش وپرورش را در این مورد چطور ارزیابی می کنید؟
آموزش تاریخ و هویت ملی باید به شکلی باشد که دانش آموزان بتوانند با گذشته کشورشان ارتباط برقرار کنند. هدف نباید فقط حفظ کردن اطلاعات باشد؛ دانش آموز باید بتواند درباره ی رویدادهای تاریخی فکر کند، پرسش بپرسد و ارتباط میان گذشته و امروز را بفهمد.
من معتقدم شناخت تاریخ ایران به جوانان کمک می نماید مسایل اجتماعی و سیاسی را با دید بازتری بررسی نمایند. البته این آموزش باید دقیق، مستند و متناسب با نیازهای نسل جدید باشد.
در این فصل، هوا در قسمت هایی از کشور معتدل تر می شود و امکان طبیعت گردی و بازدید از مناطق تاریخی فراهم است. به عقیده من، جنگل های شمال و مناطق جنگلی زاگرس در ادامه فصل پاییز می توانند چشم اندازهای زیبایی داشته باشند. مهم تر از مقصد، این است که سفر با شناخت و احترام به طبیعت و فرهنگ مردم محلی همراه باشد. توریست باید به محیط زیست آسیب نزند، زباله های خودرا در طبیعت رها نکند و به آداب ورسوم مردم منطقه احترام بگذارد. این اتفاق با نخستین روز حمله در جنگ ۱۲روزه همزمان شده بود. شرایط آن روز برای من و اعضای گروه بسیار دشوار بود.
منبع: تور و گردشگری
این پست تور و گردشگری را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان تور و گردشگری در مورد این مطلب